تعطیلات و تولد 3سالگی کفشدوزکی
عزیزم تعطیلات ١٤و١٥خرداد امسال مصادف با اخر هفته شده بود و از طرفی جمعه ١٧ هم مصادف با مبعث پیامبر .من هم فرصت را مناسب دیدم تا جشن تولد ٣سالگیت رو تو این روز بگیرم.پنجشنبه جشن با حضور مهمونای مامان برگزار شد و جمعه هم با عموها و عمه ها بودیم .به قول معروف ٧شب و ٧ روز جشن داشتیم. الان که دارم برات مینویسم ١٨/٣/ ٩٢ ساعت ١٢.١٠ تو اداره مشغول خمیازه و چرت زدنم.
روز چهارشنبه مامان جون و خاله مریم اومدن خونمون تابا هم بتونم یه جشن تولد بیاد موندنی برات برگزار کنیم .مامان جون و خاله مریم با اون وضعیت خاص با دل و جون برات زحمت کشیدند و تموم غذاها و خوراکیهای خوشمزه رو اماده کردند (همین جا ازشون تشکر میکنم و خسته نباشید میگم و انشااله برای نی نی خاله مریم جبران کنم)همون روز تزئینات رو انجام دادیم و شب خیلی دیر خوابیدیم .صبح راس ساعت ٨ بیدار شدیم و مشغول ادامه کارها شدیم.ظهر هم ساعت ١ رفتم ارایشگاه و تا ٢.٣٠ کارم طول کشید بعدش هم تند تند حاضر شدیم و ساعت ٣ اولین مهمون (خاله زهرا )اومدن .حالا چند تا ازعکسای تزئینات رو برات میذارم


















هایت تنها بهانه نفس کشیدنم و وجودت تنها دلیل زنده بودنم است
به اندازه تمام خوبی های دنیا دوستت دارم . تولدت مبارک عزیزم . . .


تعطیلات و تولد 3سالگی کفشدوزکی
